دو مقاله در اولین همایش شیمی خراسان جنوبی
مقدمه
اغلب واكنشگرهاي كمپلكسدهنده گزينشپذير در طبيعت، توسط سيستم ايمني سنتز ميشوند. نحوه عملكرد سيستم ايمني بدن ، ابتدا توسط Stuart Mudd در دهه1930 [1] و سپس Linus Paulingدر دهه 1940 معرفي و بررسي شده است [2]. وی دليل ميآورد كه ويژه شدن مکانهادر يك آنتيبادي، بر مبناي شكل آنتيژن صورت ميگيرد زيرا آنتيبادي كه قبلاً ناويژه عمل ميكرده است، به دليل برهمكنشهاي بين مولكولي در اطراف آنتيژن آرايش يافته، تثبيت شده و پس از خروج آنتيژن نيز، اين شكلهاي ويژه از آنتيبادي در سيستم ايمني باقي ميمانند. اين فرآيند به نام حكاكي مولكولي شناخته ميشود.
پليمرهاي حك شده مولكولي
پليمرهاي حك شده مولكولي[1](MIPs ) نيز ترکيباتی هستند كه جهت تهيه آنها از همان اصولي كه در سيستمهاي ايمني حاكم ميباشد، پيروي ميشود. تكنولوژي حكاكي مولكولي در خلال چند سال گذشته به عنوان جايگزيني مناسب براي انواع روشهاي آناليتيكي مبتني بر عناصر تشخيص دهنده طبيعي معرفي و توسعه يافته است[5-3 ]. اين تكنيك ابتدا به عنوان روشي براي ايجاد مکانهاي تشخيص دهنده گزينش پذير در پليمرهاي سنتزي، بكار رفته و امروزه كاربردهاي مختلفي پيدا نموده است. حكاكي مولكولي، ابزاري مناسب و كارا براي توليد موادي با قابليتهاي پذيرندههاي طبيعي (آنتيباديها و آنزيمها) ارائه مينمايد.
حكاكي مولكولي در پليمرها، تكنيکی است كه طي فرآيند پليمريزاسيون، ساختارهايي ماكروسكوپي تهيه ميشوند كه داراي مکانهايي ويژه براي برهمكنش با يك مولكول معين (مولكولهدف[2]) ميباشند. ابتدا مولكولهدف با مونومرهاي قابل پليمريزاسيون(داراي پيوند دوگانه كربن-كربن) كه در يك سر خود داراي گروههاي عاملي توانا براي برهمكنش با مولكولهدف ميباشند تشكيل كمپلكس داده و سپس اين كمپلكس در حضور مقادير زيادي از يك مونومر اتصالعرضيدهنده، كوپليمر شده و بنابراين شكل كمپلكس در پليمر تثبيت ميشود. با خروج مولكولهدف از پليمر مکانهايي ايجاد خواهد شد كه از نظر شكل، اندازه و جهتگيري گروههاي عاملي دقيقاً مكمل مولكولهدف میباشند[6]. اين تكنيك به طور شماتيك در شكل(1) نشان داده شده است.
شكل(1): نماي شماتيك مراحل تهيه يك پليمر حك شده مولكولي
(1 )مونومرهاي عاملي، (2 )عامل اتصالعرضيدهنده و (3 )مولكولهدف
ايده القاء ويژگي مولكولي[3]در يك بستركه بتواند به طور گزينش پذير گونهاي خاص را جذب نمايد، مدتها قبل ارائه شده است. در سال1931 ،Polyakov توضيح داد كه بهوسيله قرار دادن يك مولكول آلي در معرض اسيد سيليسيك قبل از تراكم و پليمر شدن آن امكان حكاكي يك مولكول در توده سيليكاژل وجود دارد [7]. در سال 1949 و 1955 Frank Dickey شاگرد Polyakov، حكاكي چندين رنگ الكيل ارنج را گزارش نمود. وي سيليسيك اسيد را در حضور چندين رنگ ذكر شده رسوب داده و مشاهده نمود كه پس از خشك نمودن هيدروژلها، ژلهاي توليد شده براي رنگ حاضر در حين تشكيل سيليكاژل، ظرفيت جذب بالاتري را نشان ميدهد[8]. اما MIP به گونه اي كه امروزه ميشناسيم اولين بار توسط Wulff و همكاران در سال 1972 معرفي گرديد[9].كارهاي بعدي آنها و نيزگروههاي Shea [11و10] ، Mosbach [12] ، Sellergreen [13] وRamstrom [6] نشان داد كه حافظههاي مولكولي در اين نوع از پليمرها القاء ميشود. تاكنون دو روش عمومي براي تشكيل كمپلكس بين مونومرهاي عاملي و مولكولهدف ارائه شده است. اين دو عبارتند از پيوند كووالانسي بين مونومر-مولكولهدف و برهمكنشهاي ناكووالانسي بين مونومر - مولكولهدف.
سنتز MIPها
تعداد زيادي از مونومرهاي وينيلي مثل اتيلن، استيرن و متيلمتااكريلات ميتوانند با بهره بالا و كارايي بسيارخوب توسط پليمريزاسيون راديكال آزاد[4]به پليمرهايي تبديل شوند كه از نظر صنعتي بسيار مهم ميباشند. اين روش از پليمريزاسيون در شرايط ملايم از نظر واكنش (دماي محيط و فشار اتمسفر) و با انعطاف پذيري عالي در انتخاب مونومرهاي داراي گروههاي عاملي و در حضور بعضي از ناخالصيها (مثل آب) به صورت توده اي يا در محلول قابل انجام است. به دلايل فوق و اين واقعيت كه مونومرهاي وينيلي به صورت تجارتي و ارزان در دسترس ميباشند، اين روش يكي از اولين روشهای پليمريزاسيون براي سنتز MIPها بوده و تا امروز بيشترين كاربرد را نيز داشته است[14].
مولكولهدف[5]
در خلال چند سال گذشته، بيشتر كارهاي انجام شده با MIPها روي سنتز پليمرهاي حكاكي شده براي داروها متمركز شدهاند. از بين انواع داروها، آنتيبيوتيكهايی مثل اريتروماسين[6]A [15]و آمپيسيلين[7][16]. پنيسيلين V ، پنيسيلين G و آفتكشهايی مثل كلن بوترول[8][17] به دليل كاربرد گسترده آنها بيشتر مورد توجه بودهاند.
چندين شيرين كننده طبيعي شامل گلوكزوگالاكتوز [18]، فروكتوز [19] و مانوز[20] به روشهاي كووالانسي يا ناكوالانسي حكاكي شدهاند. آناليز آمينواسيدها بويژه كاربردهاي زيادي در حكاكي مولكولي يافتهاند. در اين زمينه مقالات مروري جالبي منتشر شده است [21] تعداد قابل توجهي از مطالعات انجام شده نيز روي يونهاي معدني به عنوان گونه هدف متمركز شدهاند. برخي يونهاي به كار رفته عبارتند از Co2+ [22]، Ni2+ وCu2+ [22]، Eu2+ و Hg2+ [23]، Pb2+ [24] و Zn2+[25].
كاربردهاي MIP ها
فازهاي ساكن حكاكي شده در HPLC
لزوم تهيه داروها به شكل انانتيومرهاي خالص، تهيه و جداسازي انانتيومرها را از اهميت ويژهاي برخوردار نموده است. مشتقات انانتيومري آمينواسيدها به عنوان مولكولهدف در تهيه فازهاي ساكن حكاكي شده براي جداسازيهاي كايرالي بكار رفته اند[26].
سنسورها
حسگرهاي شيميايي با حد تشخيصهاي خوب، هزينه كم و امكان مينياتوري و اتومات شدن مورد توجه ميباشند. از طرف ديگرگزينش پذيري بالا، هزينه كم با خواص مكانيكي ، حرارتي و شيميايي مناسب، MIPهارا به عنوان پذيرندههاي شيميايي مطلوب مطرح ميسازد. انواع مبدلهايی[9]كه تاكنون براي تهيه حسگرها بر پايه MIPها استفاده شده، عبارتند از: هدايت سنجي[10][27]، امپدانس[11] [28]، پتانسيومتري[29]، آمپرومتري[30] ، ولتامتري چرخهاي(CV) [31]و ديفرانسيل پالس ولتامتري DPV [30]
MIPها به عنوان سيستمهاي تحويل دارو
Suedee و همكاران توانايي بالقوه MIPها را به عنوان سيستمهاي تحويل داروي انانتيوگزين و در محيطهاي آبي مورد تجزيه و تحليل قرار داده اند[32].
كاربرد MIPها در سنتز و كاتاليز
سنتز
MIPها به عنوان مواد شبيه به آنزيمها مورد توجه ميباشند زيرا داراي مکانهاي ويژه بوده كه در آن گروههايي عاملي با جهت گيري فضايي در اطراف مکان تنها به مولكولهايي اجازه ورود و نگه داري در مکان ميدهد كه از نظر شكل و موقعيت گروههاي عاملي خيلي شبيه حفره مکان باشد. بعلاوه MIPها از همان مكانيزمهاي بين مولكولي مورد استفاده در آنزيمهاي طبيعي يعني برهمكنشهاي يوني، هيدروفوبيك، پيوندهاي هيدروژني جهت دار و كئورديناسيون فلزات استفاده ميكنند. يكي از زمينههاي مهم و عمده MIPها در شيمي آلي كاربرد آنها در سنتز مواد ميباشد كه MIPها ميتوانند به عنوان جمع كننده پسماندها ، تميزسازي[12] ، بسترهاي بي اثر يا فعال، به عنوان گروههاي محافظت كننده و البته يك كاربرد مهم تر يعني كاتاليزگر ايفاي نقش نمايند. اولين مثال در اين زمينه، كاربرد MIPها به عنوان جابجاكننده تعادل[13][33] و جداكننده محصول [34] حين واكنشهاي بيوكاتاليتيك يا شيميايي ميباشد.
بسياري از كوششهاي اخير در زمينه كاربرد MIPها به عناون كاتاليزگر در زمينه هيدروليزهاي كاتاليز شده بوده اند[35]. البته در سالهاي اخير دامنه گسترده تري از واكنشها گزارش شده اند كه بعضي از آنها واكنشهايي بسيار مشكل در شيمي آلي مثل تشكيل پيوند كربن-كربن و واكنشهاي حلقه افزايي ميباشند[36].
نتيجهگيري
امروزه رشد مقالات منتشر شده در اين زمينه به صورت تصاعدي در حال افزايش است. اين فناوري اميدهاي زيادي را براي تهيه آنزيمها، هورمونها، سنسورهاي ويژهگزين، توسعه روشهاي جداسازي و تشخيصي، دارورساني و بسياري از زمينههاي ديگر شيمي به وجود آورده است. اگرچه موانعي مثل استفاده از حلالهاي آلي هنگام سنتز، عدم رسيدن به ويژهگزيني گيرندههاي طبيعي، نامحلول بودن پليمرها در آب، عدم كنترل كافي برشكلگيري مكانها هنگام سنتز و مسايلي از اين قبيل كاربردگسترده اين پليمرها را محدود نموده است امامحققان با پژوهشهاي در حال انجام سعي در رفع اين موانع دارند. قابل ذكر است كه در سالهاي اخيردركشور ما نيز اين فناوري مورد توجه محققين قرار گرفته و اميد است با انجام پروژههايي هماهنگ بتوانيم سهمي كوچك در ارتقاي جايگاه علمي ميهنمان داشته باشيم.انشاءالله
مراجع
[1] S. Mudd, J. Immunol., 23 (1932) 423.
[2] L. Pauling, J. Am. Chem. Soc., 62 (1940) 2643.
[3] G. Wulff, Angew. Chem., Int. Ed. vidy., 34 (1995) 1812.
[4] K. J. Shea, Trends Polym. Sci. (
[5] S. Vidyasankar, F. H. Arnold, Curr. Opin. Biotechnol., 6 (1995) 218.
[6] O. Ramstrom, K. Skudar, J. Haines, P. Patel, O. Bruggemann, J. Agric. Food Chem., 49 (2001) 2105.
[7] M.W. Polyakov, Zh. Fiz. Khimii., 2 (1931) 799.
[8] F. H. Dickey, Proc. Nat. Acad. Sci., 35 (1949) 227.
[9] G. Wulff, S. Sarhan, Angew. Chem. Int. Ed., 11 (1972) 341.
[10] K. J. Shea, E. A. Thompson, J. Org. Chem., 43 (1978) 4253.
[11] K. J. Shea, E. A. Thompson, S. D. Pandey and P. S. Beauchamp, J. Am. Chem. Soc., 102 (1980) 3149
[12] K. Mosbach, O. Ramstrom, Bio/Technology., 14 (1996) 163.
[13] B. Sellergren, K. Mosbach, J. Am. Chem. Soc., 110 (1988) 5853.
[14] P. A. G. Cormack, Z. E. Amaia, Journal of Chromatography B, 804 (2004) 173.
[15] M. Siemann, L. I. Andersson, K. Mosbach, J. Antibiot., 50 (1997) 88.
[16] C. Lubke, M. Lubke, M. J. Whitcombe, E. N. Vulfson, Macromolecules, 33 (2000) 5098.
[17] C. Berggren, S. Bayoudh, D. Sherrington, K. Ensing, J.Chromatogr., 889)2000( 105.
[18] A. G. Mayes, L. I. Andersson, K. Mosbach, Anal. Biochem., 222 (1994) 483.
[19] G. Wulff, J. Haarer, Makromol. Chem., 192 (1991) 1329.
[20] G. Wulff, D. Oberkobusch, M. Minarik, React. Polym., 3 (1985) 261.
[22] A. Efendiev, Macromol. Symp., 80 (1994) 289.
[23] G. Murray, R. H. Fish, New Sci., 155 (1997) 34.
[24] X. F. Zeng, G. M. Murray, Sep. Sci. Technol., 31(1996) 2403.
[25] H. Chen, M. M. Olmstead, R. L. Albright, J. Devenyi, R. H. Fish, Angew. Chem., Int. Ed. Engl., 36 (1997) 642.
[26] B. Sellergren, K. J. Shea, J. Chromatogr., 635 (1993) 31.
[27] T. A. Sergeyeva, S. A. Piletsky, A. A. Brovko, E. A. Slichenko, L. M. Sergeeva, T. L. Panasyuk, A. V. El’skaya, Analyst, 124 (1999) 331.
[29] R. S. Hutchins, L. G. Bachas, Anal. Chem., 67 (1995) 1654.
[30] S. Kroger, A. P. F. Turner, K. Mosbach, K. Haupt, Anal. Chem., 71 (1999).
[31] S. A. Piletsky, E. V. Piletskaya, T. A. Sergeyeva,T. L. Panasyuk, A. V. Elskaya, SensorsActuators, 60 (1999) 216.
[32] R. Suedee, T. Srichana, T. Rattananont, Drug Delivery, 9 (2002) 19.
[33] O. Ramstrom, L. Ye, M. Krook, K. Mosbach, Chromatographia, 47 (1998) 465.
[34] L. Ye, O. Ramstrom, K. Mosbach, Anal. Chem., 70 (1998) 2789.
[35] J. Heilmann, W. F. Maier, Angew. Chem., Int. Ed. vidy., 33 (1994) 471.
[36] X. C. Liu, K. Mosbach, Macromol. Rapid Commun., 18 (1997) 609.
[1] Molecularly imprinted polymers
با سلام من جواد عباسی فر دانشجوی دکتری شیمی تجزیه دانشگاه مازندران و دبیر شیمی استان خراسان جنوبی هستم .امیدوارم لحظات خوبی رو در این وبلاگ تجربه کنید و با شیمی شاد باشید